بعضی از دوستان چنین دارند پیام. 🌺 ازسر بیکاری داریم صبح بخیر وهم سلام🌺 در جواب لازم بگوئیم از اصول
بعضی از دوستان چنین دارند پیام. 🌺
ازسر بیکاری داریم صبح بخیر وهم سلام🌺
در جواب لازم بگوئیم از اصول و احترام🌺
صبح بخیر یعنی به شادی و شعف گردد تمام 🌺
بعضی از دوستان چنین دارند پیام. 🌺
ازسر بیکاری داریم صبح بخیر وهم سلام🌺
در جواب لازم بگوئیم از اصول و احترام🌺
صبح بخیر یعنی به شادی و شعف گردد تمام 🌺
جناب ِ قاضی زاده ؛حاجی میثم
عزیزی ، با صفایی ، ابن ِ مریم
چطوراحوالتان؟ این دل شده تنگ
حضورم کم و بیش کمرنگ ِ کمرنگ
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
سلام بر میثم آن فرزند خواهر
یکی دُردانه است با لطف داور
نه تزویر و ریا ؛ نه خدعه؛نیرنگ
صداقت در صداقت عین یکرنگ
خدا داند ؛ کسی خالص ز میثم
ندیدم،نیست،باورکن تو هردم
دلیلش ؛ پاکی از ذات ِ وجوش
خدا را دیده ام حال ِ سُجودش
دلم تنگ شما ؛ از عمق ِ این جان
حقیقت در حقیقت ؛ لطفِ جانان
دو خواهر زاده ای دارم دراین دهر
فقـط فاطـی و میثـم مابـقی قهــر😔
نمک خوردند نمک دانها شکستند
کُتُب قیمتی؛بارامانت ،دیده بستد
نمی دانم،فروختندازغنائم های جنگی
یا اینکه محواذکارش همه دیو پلنگی
فراتر؛زین خبرجشن عروسی بودشادی
فروختندخویش راباپول وامکانات مادی
نوشتم بهرشان اشعار ِ زیبا و مصفا
تمام حرف دل پیشغام و پسغامش مهیا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
نه چندان راه ِ دور ! از راه نزدیک
به تو دارم پیامی ؛ شاد و تبریک
منم دایی جمال ای شاخِ شمشاد
غریبه نیستم گشتی تو داماد
شنیدم زن گرفتی شهر گرگان
مبارک بادا و ؛ مبروک فراوان
زمانه شد چنین بیگانه چون دوست
قریب و آشنا ؛ بیگانه نیکوست !!
شده عصر ظهور و عصر غیبت
که این رفتار هم در اوج نعمت
دایی کیلویی چند ؟ با مال و ثروت
غریبه تر ز دایی نیست ؛ دعوت!!
شنیدم عمو ها ؛ با خاله ؛! عمه !
دایی عباس و زید ، من کیگاه پنبه!!
گله از تو ندارم ، رسم دنیا از قساوت
دایی ارزش ندارد نزد مادر بر شقاوت
به سال شصت و هفت کل غنائم 😔
به باد دادم برای گله ای، نامش بهائم
بیاد دارم زمان ، آن وقت که مشهد
سکونت داشتم با عز و جاه با لطف سرمد
تموم ماه و سال میزبان بر اقوم و خویشان
فرامز یا ابوطالب ؛ به هرجا؛ لطف رحمان
الا لعنت به این دور و زمانه از قساوت
محبت مرده باعشق و صداقت تا قیامت
1402/4/19
روز و شب تحت فشارم ازفشار هم و غم
خواب وآرامش ندارم لحظه لحظه دم به دم
من به فکر یک فرج از سوی رب ، پروردگار
دستمان گیرد در این امواج دریا بی قرار
نیست ملجا و پناهگاهی بغیر از ذات حق
روز و شب چشم انتظارم ،یک فرج بر مستحق !
صد هزاران التماس بردم دخیل سوی امام
حاجت خویش را در این عصر گرانمایه مدام
من یقین دارم رسد یک راه حل و صد فرج
زین فشار روزگار و هم و غم و هم حرج
مستجاب است ؛ دعوتم ، بی شک تمام
صاحب عصر زمان آید بدادم والسلام
دائما در فکر ما حاجت روا گشتیم عزیز
غافل از الطاف تو مولا ببخش ما را تمیز
1401/11/18 سه شنبه
😊😊😊
🌻🌻🌻🌻🌻
می شوم فردا یقین حاجت روا وقت سحر
اذن ِ الله و ؛ حمایت از امام ؛ بی درد و سر
صاحب عصر است جهان اذن خدا بر ید او
شک ندارم بر امامم اوخَرَد بهرم تمام آبرو
بوسه بر دستان ِ پاک و نازنینش آرزو
آرزومندم ؛ ببینم دست پاکش با وضو
بوسه چندان می زنم از عشق مولایم چنان
عالم و آدم به وجد آرم ؛ ز کارم همزمان
🌻🌻🌻🌻🌻
1401/11/18
دلم خوش باشد ای یاران به مولا
علی موسی الرضا ؛ فرزند زهرا
بگیرد دست من در پیچ دوران
نماند غم دلم ؛ با لطفِ جانان
توسل ، هم توکل بی افاقه !
ز غم جانی نماند؛ بر ادامه !
تمام نذرها ؛ ما را نشد یار !
ز کار بسته ام ، از سوی دلدار
قسم بر اصغر و عباس و زهرا
چرا حاجت، نیامد ؛ سوی یکتا
سحرخیز عزیز در استراحت
ایا حاجت روا گردی تو راحت
دعا کن جان مولا در دل شب
شوم حاجت روا جان آمده لب🌺
💞💞💞💞💞
ای گره دست تو می گردد چنان فتح الفتوح
هر دو عالم گر بگردی نیست فتحی زین سطوح
هم دلی هم دلبری مولا رضا ؛ جانم فدات
این رئوف ؛ شاه ِخراسان ؛ پر از لطف و عطاست
💥💥💥💥💥💥
معجزه خواهم ، ز مولایم رضا ، در این زمان❣️
شک ندارم ، معجزه آرد ، برایم همزمان❣️
دوست دارم در جوارش من قرار گیرم تمام❣️
ساکن کویش شوم بی رنج و محنت و السلام❣️
ای رئوف شاه خراسان قلب ما را التیام ♥️
شادی دیگر ببخش جان جوادت پر دوام😊
مژده ده بر ما رئوف ، آئیم جوارت بهر اسکان و قوام😊
خانه ای برتر ز قبل بهرم مهیا کن همه گردند غلام!!
چشم دوستانم شود روشن ؛ حسودان کور و تار!!
عزت ما را ببینند ؛ آنکه دوست و قوم و یار
یا علی موسی الرضا تنها دو ماه باقی و ، اند
دست رد مولا نزن مژده بده زودی چو قند
ای فدای لطف و احسانت رضا ؛ من مانده ام در انتظار!
عنقریب بر ما رسان ؛ لطف و کرامت پایدار
یا رضا دوری ز تو رنج و عذابی ماندگار😭😭
هجر را وصلش نما ؛ آقا تویی صبر و قرار 😔😔
بی تو می میرم علی موسی الرضا داغ از فراق 😭😭
پیش خود آقا نما ؛ نزد خودت بَر با بُراق!
💦💦💦💦💦
هر زمان چون گره ی کور به کارم افتاد
ذکر مولا رضا بردم و ، غم ها همه گردید، بر باد !!
شک مکن گفته ی من دُر و طلا در همه دهر
چون ندانی ترا نیست بر این سود ؛ گهر
دلتنگ توأم مولا خود دانم و خود دانی
از هجر تو می سوزم در درد و پریشانی
هر روز زنم ناله ؛ ای سرو و سر و جانی
دوری تو کُشت ما را ؛ در بی سر و سامانی
یکدم نظری مولا ؛ دل مُـــرده بــــه آسانی !
ای گوهرعالمتاب،لَیٔلَمٔ بِنَما روشن بانور بدخشانی
یکدم نظری مولا ؛ دل گشته چنان مایوس
از عمق درون خیزد ناله به هوا افســـوس
ای صاحب عصر ما ؛ گردیده زمان خاموش
در غیبت کبرائی جان رفته زتن بی هوش
یا رب نظری کن تو این دلبـــــر جانانه
آید به فرج زودی ؛ آن گوهـــر دُر دانـــه
یا رب بنما تعجیل؛؛ در امر فَــرَجٔ ؛ مولا
مولای همه خوبان ؛ در گرد جهان تنها
مظلوم ترین مظلوم در کل دهور و عصر
یکتای زمانه شد ؛سوگند به عصر و نصر
جناب ِ قاضی زاده ؛حاجی میثم
عزیزی ، با صفایی ، ابن ِمریم
چطوراحوالتان؟ این دل شده تنگ
حضورم کم و بیش کمرنگ ِ کمرنگ
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
سلام بر میثم آن فرزند خواهر
یکی دُردانه است با لطف داور
نه تزویر و ریا ؛ نه خدعه؛نیرنگ
صداقت در صداقت عین یکرنگ
خدا داند ؛ کسی خالص ز میثم
ندیدم،نیست،باورکن تو هردم
دلیلش ؛ پاکی از ذات ِ وجوش
خدا را دیده ام حال ِ سُجودش
دلم تنگ شما ؛ از عمق ِ این جان
حقیقت در حقیقت ؛ لطفِ جانان
دو خواهر زاده ای دارم دراین دهر
فقـط فاطـی و میثـم مابـقی قهــر😔
نمک خوردند نمک دانها شکستند
کُتُب قیمتی؛بارامانت ،دیده بستد
نمی دانم،فروختندازغنائم های جنگی
یا اینکه محواذکارش همه دیو پلنگی
فراتر؛زین خبرجشن عروسی بودشادی
فروختندخویش راباپول وامکانات مادی
نوشتم بهرشان اشعار ِ زیبا و مصفا
تمام حرف دل پیشغام و پسغامش مهیا
🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
نه چندان راه ِ دور ! از راه نزدیک
به تو دارم پیامی ؛ شاد و تبریک
منم دایی جمال ای شاخِ شمشاد
غریبه نیستم گشتی تو داماد
شنیدم زن گرفتی شهر گرگان
مبارک بادا و ؛ مبروک فراوان
زمانه شد چنین بیگانه چون دوست
قریب و آشنا ؛ بیگانه نیکوست !!
شده عصر ظهور و عصر غیبت
که این رفتار هم در اوج نعمت
دایی کیلویی چند ؟ با مال و ثروت
غریبه تر ز دایی نیست ؛ دعوت!!
شنیدم عمو ها ؛ با خاله ؛! عمه !
دایی عباس و زید ، من کیگاه پنبه!!
گله از تو ندارم ، رسم دنیا از قساوت
دایی ارزش ندارد نزد مادر بر شقاوت
به سال شصت و هفت کل غنائم 😔
به باد دادم برای گله ای، نامش بهائم
بیاد دارم زمان ، آن وقت که مشهد
سکونت داشتم با عز و جاه با لطف سرمد
تموم ماه و سال میزبان بر اقوم و خویشان
فرامز یا ابوطالب ؛ به هرجا؛ لطف رحمان
الا لعنت به این دور و زمانه از قساوت
محبت مرده باعشق و صداقت تا قیامت
1402/4/19
برندارم سر زِ سجده تا اَبَــــدْ🌻
یا حَیُّ یا قَیُّومْ می سرایم تا لَحَــدْ🥀
گرچه نزدیک،به من از رگ ِ گردن💐
دورم ز تو با همه احوال ِ مهیمن !💞
پنجره ی خانه به دشت و چمن 💐
حال و هوایی است ؛ عجیب و خُتن 💐
فصل هیاهوی؛ پر از کشت و کار💐
مانده جمال ؛ خسته بدین روزگار💐
گاهی به ری ؛ گاهی به تهران و شام💐
گاهی ز سختی و فشار گام به گام💐
خشکی ری ؛ شرجی بابل مُدام💐
پوست تنم خشک شده زین قوام 💐
چایی به شرجی هوا جنگ سخت💐
گر نخوری این همه گرما و رخت 💐
دوش حمام صبح به صبح ؛ ظهر و شام 💐
یکسره مشغول ، به کاری چو خام 💐
شرجی بالای دما ؛ چون سونا 💐
پوست بدن یکسره آبریزشود بر کُما💐
1402/2/18
دوستان هر یک چنان شادند و مست
من غریب و بی کس ؛ از روز الست
دل چنان خوش دارن و شیرین کلام
خوش بُود این زندگی با صد سلام
ای خداوند کریم تا کی غم دور و زمان
عمر من صرف شد به غم ها و زیان
یک نظربا معجزه شادی شعفِ بیکران
بر زن و فرزندمالطفی نما گرددعیان
دوست دارم پیش تو آیم خدا
دست من گیری ز هر نوع ابتلا
خسته ام ؛ رنجور و بیمار؛ ناتوان
دست من دامان ِتو ؛ یا رب ؛ امان
قوم و خویشان بی نمک با قلب سنگ
بی مروت ، بی شفقت ، ننگ ِ ننگ!
باجناق و دخترِ پفین خانم ؛وآن بی وضو!
گور به گور گرددالهی؛بی غسل وضو
لعن و نفرین ملائک بر تو قربان لعین
آنقدر زخم وزبون برمانمودی برظنین
لعنت حق برتوشُغّْال و؛رضامیرفضول
پاودست زودی بیفتید دونِ قیدی ازاصول
این دعای من به سوی تو بگیرد هم قوام
ماندنی نیستی بمیری زود عمر تو بس بی دوام
1402/4/17
هر چه فامیل بگویم به نمک نشناسی
دوروبرپرشده بربخت همان کم شانسی
هرزمان سفره شودپهن همه حاضرِ دم
سفره گرکم بشود رنگ و لعابش کم کم
دورگردند، چنان دور؛ مثال سرعت نور
یا به فکر دگری؛طعنه زنان؛گور به گور
واگذارش تو نما ، آن که بُود شاهد کار
خالق هستی خودش دادرسداو شاهکار
خورده اند ؛ ماه به ماه ؛ سال به سال
گفته اندخرج زما؛ پول زما گشت زغال
لعن و نفرین خدا بر تو و بر نسل تو باد
از همین ساعت امروز به فردا نگشاد
به همین مال ومنالت تومنازشم رم آم
به سیاهی شبی روز و شبت هم بی کام
عنقریب این همه اموال به باد آورده
می شود نیست و عدم ، سر خورده
هم و غم بر دل شم زود نشیند اینبار
رفتنی نیست به قرآن محمد ؛ پرگار
چرخش دور و برش دورزندچون هربار
خون دل گرددو بیمارنه یک بارودوبار
همه ی دزو کلک حقه ی مستانه به غم
روز و شب تار شود طعنه ز هرچی آدم
دیگری چرتکه زند مال من و فرزندان
غرغرش داد فلک را بستاند ؛ درمان
از رضا و حسن و فردِ حسین و چو علی
طلب مال زما دارد افتد به بلای دگری
از دعا دل من یک نفرش شد گرفتاربلا
چهارمی درره آزارو اذیت بلا سوی بلا
سومی در پی جنگ و قتال بر سر مال
اولی غربت خویش ؛ سوزد هربارمثال
لعن و نفرین ابد بر همه فامیل لعین
مال من خوردن و بردن اله داغ زمین
بر دل و قلب و جگرسوز کند بیچاره
عذر و تقصیر مرا هیچ نشاید فایده
کتب ارزشی من که به امانت بر باد
لعن نفرین به تونسل تواقوامی چوعاد
1402/2/17
بلا ؛گردانی از ما، ربِّ سبحان
نگه داری زِ آفت طی دوران
جهان میدان مشق و استقامت
برنده آن کسی دارد عنایت
گهی شادی و غم دارند رقابت
محک هر دم رسد تا بی نهایت
خبر داری؟ نداری ! از قیامت
بَدان ، از کار خویش دارند ندامت
ولی افسوس ِ افسوس از حماقت
ندارند علم و باور ، پر صلابت
رسد هر کوی و برزن ، هفته و ماه
اذان باصوت ولحن،هر طور دلخواه
فُلانی مُرده از درد و کرونا
گمانم سِکته کرده او سراپا
اَجل با شکلِ تزویر با بهانه
تصادف یا مرض آید به خانه
شنیدم عده ای در شهر هجرت
به برزخ پا نهادند، دار ِرحمت
چه افرادِ کثیر در دوره ی ما
حیات و زندگی دادند به یکتا
چنان رفتند ز پیش ما چو خاموش
یکایک پر کشیدند،در خاک آغوش
فقط تصویرشان مانده به دیوار
فراموش سوی دل،گردیده آوار
جمال عبرت بگیر از دار ودنیا
فراموش می شوی تو هم به یکتا
عبادت، بندگی، مهر و محبت
بساز پیشه ی خود با صد عنایت
توسل ، یا توکل ،ذکر و اذکار
دراین دنیا مشین،یک لحظه بیکار
لبت با ذکر غفار و انابه ،با ندامت
بساز عقبای خود دون از حماقت
نه مال آید به کار،نه زن و فرزند
خدا پشت و پناهت بند ، در بند
🌹🌹🌹🌹🌹
با توأم از قبر من داری عبور !!🥀
فاتحه بهرم بخوان گردد که نور🥀
حمد و توحید و صلاة و صلوات🥀
صد طبق نور است میان _ ظلمات💞
جسم خاکی حبس در خروار خاک🥀
فکر اینجا گر کنی جسم چاک چاک 🥀🥀🥀
روزی خبر آید؛ جمال ، رفته ز دنیا !🥀
آسوده چنان گشت ز بی مهری دنیا !! 🥀رسم است چنین مزد ! فقط بهر صداقت؟ 🥀آخر چه شده ؟ رسم جهان ؛ عین حماقت !! 🥀دوستان و رفیقان همه گشتند پراکنده ز اقبال!!! 🥀این شانس چه شانسی است ؟ که گفتم به اجمال؟!!! 🥀🌹🌹 بر سنگ مزارم بنویسید جمال رفته ز دنیا 🥀آسوده ز غم گشت در این دار بلایا🥀 هر لحظه پر از فتنه و آشوب فراوان🥀 سختی و مرارت در آن نیست به یکسان 🥀بر دوست و رفیقان بنویسید جمال یکه و تنها🥀 در غربت و در شهر خودش مانده به یکتا🥀 از دور و بر خویش شده خسته و حیران🥀 هر روز و شبش غصه خورد غصه ی دوران🥀 گاه از سر جهل غصه و گاه ناله برآرد کماکان🥀🥀 🌹 جز به اقرار ندارم سخنی روز حساب😔 بی قرارم زاقرار شوم سخت عقاب😔 دهنم با دو لبم بسته شود اِذنِ خدا😔 دست وپاهای من سر به هوا بهر خدا 😔به سخن آید و تفسیر کند شرح جفا😔 چاره ای نیست جزاقرار در این حکم خدا😔🥀🥀🥀
پسر فاطمه ای حجت ِ حق قلب ِ زمان
سخن ازهم و غم وخواهش بربرگ امان
دلخوش ازلطف و کرامات تو ای نور خدا
دل به دریا زده ام ؛ موج مرا برده کجا؟
دست من سوی توای خان کرم اهل وفا
بر گنه کار یقین ، داری نظر! بُرج ِ ولا
دست خویش ؛ سوی دعا لطف و عطا
صبح و عصر و ؛ غروب ، وقت ِ عشا
مددی گر برسد جیره خورازخان کرم
ارتزاقی بکند واسطه از سوی حرم
مادرت زهراونرجس به یقین آل رسول
شافی هر دو جهان نزد تو آرم به قبول
1402/4/14
من جمالم من جمالم من جمال
شاخص اخلاص و اخلاق و کمال
🌹🌹🌹🌹🌹
منم شهریوری با عشق و احساس
بسی شیرین زبان؛پرشوروحساس
🌷🌷🌷🌷🌷
کلامم شد عجین با شعر و اشعار
دلم با دین شده ، ممزوج و ابرار
حاج بهمن برهمت
سلام و صد سلام ای گلشن و گل❤️
دعایت پر اثر ای سرو و سنبل❤️
تمام روز تو پر مهر و پر عشق❤️
رسد از در و دیوار بهر تو رزق❤️
خبرهای خوشی امروز و هر روز ❤️
رسد پر خیر و برکت دوستِ دلسوز❤️
دعایت مستجاب در ماه رمضان❤️
دهمین روز ماه ، شد ای عزیز جان ❤️
الهی این دعا از هر جهت گردد اجابت ❤️
جمال با حاج ؛ بهمن از نجابت❤️
به خواهش ها رسند تا بی نهایت ❤️🙏🙏🙏🙏
با سلامی از ارادت صبح زود 💐
با غزلهایت کنم هر دم صعود💐
می برد دل را به مستی بی حدود💐
یک نشاطی دیگری دارد سرود💐
اطلسی ها چون شوند عاشق تمام💐
در دلم غوغا شود در یک کلام💐
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐
💐💐💐❤️❤️❤️❤️❤️❤️
بنام خالق ِ حی و توانا💐
دل ما ذکر او گردد مصفا💐
سلام بر حاج بهمن ؛ یار دیرین💐
صحبتْ نورانی و دلچسب و شیرین💐
زنده باشی عمر تو گردد دراز💐
در پناه حق نویسم یک فراز💐
عزت و برکت کماکان همنواز💐
حافظت باشد خدای بی نیاز💐
سلام از رامسر یک دوست باحال❤️
نصیب ما شده در حد بیست سال💐
خودش اهل ِ دل و با عشق و ایمان💐
یکی دُردانه است در جمع ِ یاران💐
کلامش دلنواز ، لبخند ِ او بیست💐
بگردی در جهان ، هیچ کس چو او نیست💐
ز وصف ِ او نوشتم حدِ دیوان 💐
به نظم و شعر با ابیات و اوزان💐
بیادم هست یکبار در باغی دراندشت💐
پذیرا شد ز ما بسیار خوشدست💐
یک انباری بزرگ با نردبانی💐
کنار باغ بود ؛ چون گلمکانی💐
شعر گفتن بر علی از هر نظر
قدر او ترسیم نگردد زین هنر
آب دریا کی بگنجد در ظروف
یا که شعری من سرایم با حروف
حرف عین ؛ در نام ِ مولایم علی
کهکشان درکهکشان ؛ لم یزلی
حسن خلقش یا عبادت یا جهاد
از تعبد از وقار و از کلام و اجتهاد
علی محشر علی کوثر علی داماد پیغمبر
علی رعد و علی برق و علی نور
علی جنت علی میزان علی میزان یزدان
علی مهر و علی ماه و علی شاهکار هر دوران
علی دریای پنهاور علی صد کهکشان ماه و دلبر
علی حبل المتین علی ایمان و دین
علی عین الیقین علی نور از برین
😭😭😭😭😭
باید برویم دوباره مشهد
در نزدِ رضا امیدِ سرمد
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
از شهر شمال به شهر مشهد🌹
با عشق و ارادتی ، سرآمد 🌹
بر قُبه ی ، عرش ِ کبریایی🌹
سلطان، رضا ؛ فقط خدایی🌹
در صحن و سرا کنی تردد🌹
با لطف ِ رضا ؛ رسی تعبد🌹
سی سال مقیم شهر مشهد🌹
دلباخته ، بر خدای احمد🌹
هفت سال لباسِ عشق و خدمت🌹
با لطفِ رضا فزون زِ برکت 🌹
از عرش و سماء مرا چنان رزق🌹
دشمن زِ حسودی کرده هم دق🌹
از چشم حسود و کینه توزان🌹
وز زخمِ عُیون ِ قوم و خویشان🌹
افسوس که این وصال و آمال🌹
توفیق نشد مرا به چند سال🌹
باید برویم دوباره مشهد🌹
در نزدِ رضا امیدِ سرمد🌹
1402/01/15
13 رمضان 1444
امام حسین
از حسین بنویس بهرش دفتری
دفتر ِ دیوان ِ شعر و اختری
بی نصیب هرگز نمی دارد ترا
در دو دنیا یا قیامت از خدا
شافی و گلچین خوب و بد جدا
کی ؟ کجا؟ شیعه بسوزد از گنا
می نویسم یاد مولایم حسین
جان به جانش میدهم عین حنین
کربلا را با دو شعر دارم عظیم
اصغر و اکبر دو گل های کریم
گشته ؛ پرپر بر حسین روز بلا
چشم خود مولا چنان دید کربلا
ای سه شعبه تیر منما تو جفا
ضاربش شمر لعین و بی حیا
قله ی کوه ز بعد اصغرش
زلزله واری فرو ریخت دربرش
یک حسین تنها میان ناکسان
مانده با ایمان و عزمش همزمان
رفته اند یاران، بیابان از شهید
دشمنان شادند،حسین دارد نوید
یا حسین درک ِ بشرازاین حضور
قاصر است درکت کند با هر شعور
حسین پشت و پناهم در دو دنیا 🌺
عطایش بیکران ؛ در حد ِ دریا🌺
نداند هیچ کسی این حرف و معنا🌺
فقط زهرا بداند لطف ِ یکتا🌺
حسین در بحر و اقیانوس و دریا🌺
چه زیبا ناجی ای هستش به یکتا🌺
حسین پشت و پناهم در دو عالَم🌺
عطایش بیکران ؛ در حد ِ خاتَم🌺
نداند هیچ کسی این حرف و معنا🌺
فقط زهرا بداند لطف ِ یکتا🌺
حسین در بحر و اقیانوس و دریا🌺
چه زیبا ناجی ای هستش به یکتا🌺
عمر ما می گذرد آه که غافل شده ایم به دروغ و به ریا فکر مسائل شده ایم
به خور و خواب و طرب فکر تراول شده ایم آه و افسوس به آمال سلاسل شده ایم
کوله باری زگناه شکل حمائل شده ایم عمر ما رفت غریب ز فضائل شده ایم
فارغ از صوم وصلاه و نوافل شده ایم به زمینگیری دنیا و مشاکل شده ایم
قلب ما عاری ز مهر و ز عوالم شده ایم رستخیز ثابت و ما فکر دلائل شده ایم
آه که در نص صریح روی به باطل شده ایم فکر کردیم که علامه و عالم شده ایم