سلام❤️ دعایت مستجاب بنما تو باور🌺 خدا گردد مرا هم یار و یاور🌺
حاج محمود قاسمیان
سلام❤️
دعایت مستجاب بنما تو باور🌺
خدا گردد مرا هم یار و یاور🌺
شوم آسوده از وهم و خیالات🌺
عزیز ِ دو جهان دور از مکافات🌺
حاج محمود قاسمیان
سلام❤️
دعایت مستجاب بنما تو باور🌺
خدا گردد مرا هم یار و یاور🌺
شوم آسوده از وهم و خیالات🌺
عزیز ِ دو جهان دور از مکافات🌺
وقتی دلت شکسته بگو✨🤍
خداوند فرمود اگر شب هنگام با دل شکسته بگی
اَللّٰهمَّ اعطنی الفضل(محتاج معجزه توام)
به آسمان قسم که غیر ممکنت را ممکن میکنم!
الهی اَعطنِی الفَضل و کرامت🌻
زِهر چه غیر ممکن کن تو راحت🌻
امیدم ؛ لطفِ تو در کل ِ حاجت🌻
تو نومیدم نکن ؛ یا رب عنایت🌻
گِره از کار ما ، بنما چنان باز 🌻
به شادی و شعف ، آغاز پرواز🌻
رحیم یکسال و اندی درتردد🤔
منم چشم انتظار؛رُخِ زراندود🕋
ستان حقم ؛قلی زاده ی ملعون😠
ربود،او مال واموالم؛پریشون🕳️
الهی اَعطنِی الفَضل و کرامت🌻
بفریادم برس ، بنما ، حمایت🌻
امیدم سوی تو ،برگشت اموال🌻
قلی زاده ، بمیرد ، پی آمال 🌻
( بمناسبت عرض ارادت نسبت به جمال )
چسب مایع عمق جان داری جمال
آب ِ جاری و روان داری جمال
اشک هایت طمطراق ِ عاشقی!
دشت ِ سبز و ارغوان داری جمال
الماس ِ واژه گانت کهکشان !
جُنگ شادی در میان داری جمال
فاعلاتن _ فاعلاتن _ فاعلات
تا اَبد خطِّ اَمان داری جمال
رهروان ِ جلوه ی دل دادگی
انتظامات تواَمان داری جمال
مهدی عرفانیانم در غزل !
کاروان در کاروان داری جمال
چسب مایع عمق جان داری جمال
آب ِ جاری و روان داری جمال
غزلیات _ مهدی عرفانیان
پاسخ جمال👇
این زبان و این قلم در وصف تو ❤️
سید عرفانیان سانسور دارد هم وتو❤️
آنقدرشعرت به دل؛ آرام گیردهم قرار❤️
چه غزل باشد قصیده یا دوبیتی ماندگار❤️
می نشیند شعر تو در دامن دشت و دمن🌻
همچو برفی روسیاهی را سپید سازد خُتن❤️
جلوه ی اشعار تو چون نوبرانه بی نظیر 🌻
شادی و جشن و سرور ریزد ز شعرت چون غدیر🌻
تقدیم به کسی که محبتش بی مثال است جناب علی بابائیان عزیز🌻❤️
بداهه نوشتم 👇👇
معرفت بی حد و اندازه یکی دارم سراغ❤️
خود گل است از گل سِتان حافظ و حد بُراق❤️
خالص و یکرو و یکرنگ بی تکَلُّف ؛عین نور 🌻
صاف و روشن چشمه ی آب زلال است همچو حور🌻
دوست دیرینم علی بابائیان دُردانه ای عین گلاب🌻
شهد شیرین کلامش جان فزا باشد جناب🌻
از قضای روزگار ؛ این دوستی بی حد و حصر🌻
ماندنی شد پایدار چون کاخ شاهان عین قصر 🌻
چون خودش بی شیل و پیله در کلام 🌻
هر کسی بیند که او را می شود در دم غلام 🌻
علت دوستی بُود ؛ سر منشاء از عهد عتیق 🌻
در شموشک ساز و کار ما شده ما هم چنان گشتیم رفیق 🌻
آهو از دام جمال ؛ چون و چرا گردید رها 💔
ضامنم مولا رضا شد با همه درد و بلا🌻
دوستی پاینده شد ؛ قلب های ما نزدیک هم 🌻
دیدن رخسار او از ما بَرد هر هم و غم 🌻
منتظر هستم که پاییز راه رسد از راه دور🌻
دیدن رُخسار دوست جانی به جانان می دهد عین طهور🌻
( بمناسبت عرض ارادت نسبت به جمال )
چسب مایع عمق جان داری جمال
آب ِ جاری و روان داری جمال
اشک هایت طمطراق ِ عاشقی!
دشت ِ سبز و ارغوان داری جمال
الماس ِ واژه گانت کهکشان !
جُنگ شادی در میان داری جمال
فاعلاتن _ فاعلاتن _ فاعلات
تا اَبد خطِّ اَمان داری جمال
رهروان ِ جلوه ی دل دادگی
انتظامات تواَمان داری جمال
مهدی عرفانیانم در غزل !
کاروان در کاروان داری جمال
چسب مایع عمق جان داری جمال
آب ِ جاری و روان داری جمال
غزلیات _ مهدی عرفانیان
پاسخ از سوی جمال👇
این زبان و این قلم در وصف تو ❤️
سید عرفانیان سانسور دارد هم وتو❤️
آنقدرشعرت به دل؛ آرام گیردهم قرار❤️
چه غزل باشد قصیده یا دوبیتی ماندگار❤️
می نشیند شعر تو در دامن دشت و دمن🌻
همچو برفی روسیاهی را سپید سازد خُتن❤️
جلوه ی اشعار تو چون نوبرانه بی نظیر 🌻
شادی و جشن و سرور ریزد ز شعرت چون غدیر🌻
بیادت بوده هستم در دعا با عشق مولا🌻
عزیزی ؛ لطف سبحان؛ در عطایا🌻
ما که مشتاقیم ولی ماندم عجب 🌻
کی شود روزی مرا یا للعجب ؟😔
می رسد امداد هر سو ای رفیق🌻
دل به رحمان گر سپاری هست شفیق🌻
توکل بر خدای حی سبحان🌻
مددکار شما با لطف قرآن 🌻🤲
یا امام رضا جانم ❤️
رو مگردان سوی ما این دل گرفتار تو است🌻
جنت و فردوس و عرش و فرش فرمان تو است🌻
هدیه می دارم سلام بر دوست خوب🌻
چون سلامش پر انرژی توپ ِ توپ🌻
می دهد آرامشی تا عمق ِ جان🌻
باورت هرگز نباشد بی گمان !🌻
⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️
دعایت مستجاب از فرش تا عرش🌻
شوی حاجت روا با اذنِ ذوالعرش 🌻
دلت خوش؛ قلب تو گردد چنان شاد🌻
هر آنچه فکر غم در دم بر باد 🌻
🌻🌻🌻🌻
خالق هستی تو را بسیار دوست !🌻
ریشه اش وِرد و دعا؛ با لطف اوست🌻
🌻🌻🌻🌻🌻
دلخوشم بر نیم نگاه صاحب عصر و زمان 🌻
یک نظر با نیم نگاه یابم امانی در جهان🌻
⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️⚘️
دلخوشم بر نیم نگاه صاحب عصر و زمان 🌻
یک نظر با نیم نگاه یابم امانی بی کران🌻
سلام صبحت سراسر شاد و مسرور🌻
تمام بر لطف حق با اذن و دستور 🌻
شعر زیر راآقای قلی زاده یکی از اساتید در وصف این حقیر سروده تقدیم می کنم
------
سوخته جان از عشق مولایی جمال
در زلال عشق گویی عین دریایی جمال
داغ دل داری و این از چهره ات پیدا بُود
در لباس صدق می بینم که معنایی جمال
بهره های معنوی دادی به جمع حاضران
با همان فکر بلند چون سرو رعنایی جمال
جلوه ی بخت تو هم در شاعری گل کرده است
چشم بعد ؛دور از تو باد ؛از جمله خوبانی جمال
گر برایت خوشدلی باشد شما را آرزو
رنگ و رخسارت نشان که عشق سبحانی جمال
با همه کار فراوان ؛ دردمان افزون شدست
جالب است با این همه درد ؛ مرد میدانی جمال
این سزای قدر تو ؛ با این کلام کی حاصل است
شمع کردی فکر نابت ؛ چون فروزانی جمال
ای قلی زاده تو بس کن با جمال این گفتگو
در پناه صاحب عصر ؛ لعل رمّـــــــانی جمال
***
سلام ای دوست دیرینم، پر از مهر 🌻
چه گویم وصف حالت متن در شعر🌻
تویی از جمله نیکان کل عالم 🌻
یکی دُر دانه ای ؛ در نسل آدم 🌻
سلام و صد سلام از دور و نزدیک 💐
رسیده ماه نو لبخند و تبریک💐
جمعه یعنی در پی و دنبال یار🌻
یاردرغربت؛صدافسوس ای نگار🌻
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
می شوی حاجت روا با لطف حق 🌻
هر کسی حقش بُود یا مستحق🌻
🌻🌻🌻🌻
مرحبا بر این صدا با اعتمادی بس عمیق 🌻
شعر خوانی می کنی بی عیب و ایراد ای شفیق🌻
🌻❤️🌻
گر دلت را رهسپار داری به سوی وان خدا🌻
هم و غم بیرون رود از عمق جانت انتها🌻
🌻❤️🌻
شفا اندر شفا از سوی سلطان🌻
طلب دارم ز او با لطف ِ چندان🌻
🌻❤️🌻
مرا در بستر و آغوش مادر 🌻
کنید دفنم چنان از جان و پیکر😭
شدم خسته ز این دار بلایا 🌻
چقدر شکوه کنم از دست ز...ا🌻
دلخوش به دعای تو عزیز؛ هستم و مستم 🌻
یک دم نظری کن گرفتار به عهدی که بستم 🌻
چون روز الست وعده به دلدار نمودم 🌻
دائم به رکوع و به سجود ؛ مِی پرستم 🌻
🌻❤️🌻❤️🌻❤️
مرا با کوله بار ؛ از هَمُّ و از غم 💔
رها کردید رها ؛ با سوز و ماتم💔
رضا ! مولای خوبان داد پناهم💞
پناهنده شدم ؛ بی سر پناهم💞
مرا مولای گرفت یکدم به آغوش❤️
شدم از عشق او مجنون و مدهوش❤️
طعام آورد و ؛ دادش او به دستم ❤️
پس از اکل طعام هر روزه مستم❤️
نشستم گفتگو ؛ اسرار این قلب❤️
بیان کردم به گریه گشته ام جلب😢
نظر اندر نظر ؛ با لطف ِ بسیار❤️
مرا در بر گرفت مولا به یکبار❤️
سپس دادش ؛ به من لباسِ خدمت💞
شدم مسرور و شادان بس که نعمت❤️
رسید از سوی مولا بر منِ زارو پریشان💞
پریشانی زجانم رخت بست با چشم گریان💞
پس از چند هفته ای ؛ نگذشت ز ایام 💞
برایم خانه جور شد بس که عالی و دلآرام 💞
سپس فرش هر طرف ؛ قالی ؛ سماور🌻
بدست من رسید ؛ با لطف ِ داور 💞
دو تن از خادمان را کرده مامور 💞
کمک حالم شود در شکل مستور🌻
نفهمید هیچ کسی این کار و امداد💞
ز سوی شاه رضا ؛ حساب و اعداد💞
سفارش از رضا ؛ این لطف هر سو 💞
مرا در بر گرفت ؛ با عشق ِ دلجو 💞
وسایل بیش و کم گردید مهیا 💞
مرا در بر گرفت ؛ مولا مصفا 💞
الان نه ماه گذشت با لطف ِ جانان💞
مرا هم خانه و ماشین و اجناس فراوان💞
شب و روز ورد من مولا رضا جان💞
پناه داده مرا ؛ در شهر و سامان 💞
یقین دارم مرا با لطف ِ چندان 💞
به آرامش رساند ؛ روی خندان 💞
🌻❤️🌻
22 بهمن 1403
عشق یعنی بوسه بر لب های یار❤️
مدتی باید نشینی انتظار ❤️
🌻🌻🌻🌻🌻
دلت را زنده دار بر عشق ِ دادار🌻
همان دلبر ترا گردد. هوا دار 🌻
🌻❤️🌻
دل اگر مُرد بر فراق و ذات عشق 💔
دل نگو یک کاه گِلی گردیده کشت !
🌻🌻🌻🌻🌻
عیب ما این است از روز ازل🌻
شاعری کردیم و شعر گفتیم غزل🌻
🌻❤️🌻
امید اندر امید تا صبح فردا 🌻
ترا مقصد رساند لطف ِ یکتا🌻
🌻❤️🌻
من نظر کرده ی مولا همان شمس الشموسم
دلخوش به عطایای رضا ؛ ضامن ِ طوسم
❤️🌻❤️
حرف دل را بهر دلبر با چنان عشق و گداز
رونمایی کرده ای ؛ باور نما ؛ با صد فراز
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
سحرگاهان اگر گشتی تو بیدار
دعایم کن دعا در نزدِ دلدار
هر لب که تو واکنی به هر بار
گردد جهان ز لطف تو گهر بار
❤️🌻❤️
بیان از وصف تو گردیده عاجز 🌻
سخن را کی کجا ؟ وصف تو جائز🌻
خودت قرص قمر خورشید ِ دیبا🌻
دل ما برده ای اینجا ، به آنجا !🌻
سخنور و خطیب مانند تو دهر🌻
نزائید و ؛ نخواهد دید ؛ برتر🌻
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
به یاد ِ ما دوستان زر اندیش
ندانند این دلم گردیده ریش ریش
امان ؛ دلتنگی از هجران مادر😭
شب و روز اشک دارم دُر و گوهر😭
کسی درکم نکرد از هجر و فقدان😭
مرا سالم تر از ؛ آن روز ِ خندان 😭
دلم انبار غم چون بمب و باروت😭
کجا شد مادرم ! هاروت و ماروت😭
سر فرود ادبم جان جمال🌻
سلام و درود وافر 🌻
زبان الکن و قاصر این همه عظمت و بزرگواری 🌻
دعوتم کرده حسین با لطف مولایم رضا🌻
شصت روز بست درحرم؛ ما را فراتر ازقضا 🌻
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ الحُسَین “علیه السلام”❤️
حسین جان دعوتش کن در سرایت🌻
دلش تنگ است ؛ دلتنگ از برایت🌻
دعا گوید جمال از شرق تا غرب 🌻
شوند حاجت روا ؛ هر دم مرتب🌻
💐💐💐💐💐💐💐💐💐
نیک اندیشان بس والا سرشت 🌻
می رسید بر حاجت خویش از بهشت🌻
الهی حاجت روا 🤲🤲🤲
یکی دُردانه است استاد سحرخیز🌻
دلش چون ماه بدر شفاف و گلریز🌻
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
بیادت در حرم داریم مناجات🌻
سحرخیز با جمال؛ بنما عنایات🌻
🌻❤️🌻
سحرخیز جان مده ما را خجالت🌻
منم کوچکترین ؛ در بی نهایت 🌻
دعایت مستجاب بی شک و شبهه🌻
ز ایوان ِ طلا ؛ تا طاق و قبه🌻
هم گلی ؛ هم گل ستانی ؛ پر گلاب 🌻
عطر و بویت ، زین کلامت، صد کتاب !🌻
من که محو از این کلام ؛ شیرین شکر!🌻
کیش و مات ماندم ؛ به دنیا در خطر🌻
🌻❤️🌻
ای که برتر از گلاب قمصری🌻
هم گلی؛ هم گل ستان و اختری🌻
🌻❤️🌻
دُر ناب و مهر و ماه؛ در صد ردیف🌻
کی ، کجا ، بر تو توان ؛ گردند حریف🌻
یکه ؛تنها؛تو خودت چون شیر مست🌻
می درخشی هرکه باشد یا که هست🌻
🌻❤️🌻
سر دردم و ؛ از عشق تو حیران !🌻
عاشق که نباشد چنین سر بگریبان🌻
🌻❤️🌻
مهر و مهتاب همه زانو زدند با این کمال🌻
تو نگین و قله ای در این صفاتت برجمال🌻
🌻❤️🌻
ماه بدری ! لیک ؛ افسوس، پشت ِ ابر🌻
دلبری ها می کنی جان میرود بر سوی قبر🌻
🌻❤️🌻
خدا هر لحظه و ؛ هر آن و ساعت 🌻
نظارت در نظارت ؛ پر عنایت 🌻
ز دلتنگی سخن گوئیم هر آنجا 🌻
خدا بیرون رود دل می شود تنگ🌻
💐💐💐💐
خدا دور نی شود از فعل و رفتار
من و تو دور شویم با شکل کردار
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
شما در حد اعلا ؛ متن و اکسیر 🌻
چنان نشرش دهید با شوق تکبیر🌻
💐💐💐💐💐💐
به گوشی می کنی هر دم نظاره 🌻
ترا توفیق شده شعر و خطابه 🌻
سخن گویی مثال ِ دُر و الماس 🌻
تواضع و ادب داری ز عباس !😭
🌻❤️🌻
سحرخیز بود و ؛ من بودم و مولا 🌻
خدا ناظر تمام؛برحال مایکتای یکتا🌻
ملائک هر کدام ناظر کم و بیش 🌻
خبر ازحال من باحزن و دل ریش 🌻
زیارت بود و با خواهش ؛ تمنا🌻
نگاه از سوی مولا دل مصفا 🌻
چه شب بود آن شبی در صحن کوثر🌻
دو چشمان چون بهار ؛ دُردانه گوهر🌻
زیاراتت قبول ؛حاجت روا از سوی مولا🌻
بهشت بی مثال در انتظارت صبح فردا🌻
پشت پا آشی ! اجاق و دیگ و عمه در کنار🌻
بّه چه آشی؛ آش پر مغز و ؛ دل ما بی قرار🌻
سه نفرپیگیر کار در پخت ِ آش ِ پشت ِ پا 🌻
مریم و مهناز و فاطی ؛ظهر امروز از خدا 🌻
می شوید حاجت روا با لطف ِ مولایم رضا🌻
هر چه را در دل نهید ؛ الله شود پشت و پنا🌻
پشت ِ پا آش ِ زیارت سوی مشهد وبارضا🌻
آش ِ حج و کربلا ؛ زودی شود قسمت بپا🌻
مانیا گویا بُود در مدرسه 🌻
گشته مشغول حساب و هندسه🌻
گر نیامد این ترانه پس کجاست 🌻
دل بدنبال ترانه ! بی صفاست 🌻
چشم ِحسودان و بخیلان بشود کور😊
آن دشمن دیرینه رود زودی ته ِ گور😊
🌻🌻🌻🌻🌻🌻
یا ربا بر حاجت دوست عزیز🌻
مرحمت فرما ؛ عسل شهد ِ مویز🌻
روزی خبر آید؛ .... ، رفته ز دنیا !🌻
آسوده چنان گشت ز بی مهری .... !!🌻
رسم است چنین مزد ! فقط بهر صداقت؟🥀
آخر چه شده ؟ رسم جهان ؛ عین حماقت !🥀
دوستان و رفیقان همه گشتند پراکنده ز اقبال!💔
این شانس چه شانسی است ؟ که گفتم به اجمال؟!💔
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
با توأم از قبر من داری عبور !💔
فاتحه بهرم بخوان گردد که نور💔
حمد و توحید و صلاة و صلوات💔
صد طبق نور است میان _ ظلمات🥀
جسم خاکی حبس در خروار خاک💔
فکر اینجا گر کنی جسم چاک چاک
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
بر سنگ مزارم بنویسید ... رفته ز دنیا🥀 آسوده ز غم گشت در این دار بلایا 🥀
هر لحظه پر از فتنه و آشوب فراوان 🥀سختی و مرارت در آن نیست به یکسان🥀 بر دوست و رفیقان بنویسید .. یکه و تنها💔
در غربت و در شهر خودش مانده به یکتا💔 از دور و بر خویش شده خسته و حیران🥀 هر روز و شبش غصه خورد غصه ی دوران🥀
گاه از سر جهل غصه و گاه ناله برآرد کماکان 🥀
🥀🥀🥀🥀🥀🥀
چقدر زیبا ز متن و جمله تصویر🌻
خدا را شاکرم این شکل ما را داده تقدیر🌻