شعر زیر راآقای قلی زاده یکی از اساتید در وصف این حقیر سروده تقدیم می کنم
------

سوخته جان از عشق مولایی جمال

در زلال عشق گویی عین دریایی جمال

داغ دل داری و این از چهره ات پیدا بُود

در لباس صدق می بینم که معنایی جمال

بهره های معنوی دادی به جمع حاضران

با همان فکر بلند چون سرو رعنایی جمال

جلوه ی بخت تو هم در شاعری گل کرده است

چشم بعد ؛دور از تو باد ؛از جمله خوبانی جمال

گر برایت خوشدلی باشد شما را آرزو

رنگ و رخسارت نشان که عشق سبحانی جمال

با همه کار فراوان ؛ دردمان افزون شدست

جالب است با این همه درد ؛ مرد میدانی جمال

این سزای قدر تو ؛ با این کلام کی حاصل است

شمع کردی فکر نابت ؛ چون فروزانی جمال

ای قلی زاده تو بس کن با جمال این گفتگو

در پناه صاحب عصر ؛ لعل رمّـــــــانی جمال

***