از علی مولای دین با صد هزاران از غزل دل شفا بخشم ؛ به امید شفاعت از ازل
از علی مولای دین با صد هزاران از غزل🌻
دل شفا بخشم ؛ به امید شفاعت از ازل🌻
از علی مولای دین با صد هزاران از غزل🌻
دل شفا بخشم ؛ به امید شفاعت از ازل🌻
جز حسین چیزی ندارم در بساط متن و شعر
ماجرای کربلا خود صد هزار دیوان دارد پر ز مهر!
🌻❤️🌻
شده استیکر ساقی چوسانسور
ندارد بوس و لب مانند تنبور
🌻❤️🌻
عفوم نما ساقی مرا دردانه ای در این فضا
قلبت پر از مهر و صفا ، وعده مده ما را رها
🌻❤️🌻
ساقی نَهَست شد یکدفعه
گویا برفت تا گل بچیند چون کمه
غایب شدن
🌻❤️🌻
نیشخند ساقی هر دفعه دل می برد یا او خفه
سازد مرا بی دغدغه ، یاری رسان زین مرحمه
🌻😂🌻
گاهی چنان با زیرکی نیشی زند او دزدکی
استاد مرا کوبیده او با مشت و سیلی کودکی
🌻❤️🌻
دیگر رسم سمت جنون
اشعار زیبایت کنون
دل می برد از دلستان
دانی ندانی تو بدان
🌻❤️🌻
بد قول تر از ساقی و سودای ما
داری سراغ سه هفته او ما را رها
🌻🌻
شکرخدا ؛ شکر خدا ؛ استاد رسید فریاد ما
در غیر این بود کار ما در زد و خورد وهم بلا
🌻❤️🌻
با وویس مرا در هر کجا پرتم کنید ای ناقلا
از دست ساقی آخرش ترسم شوم بد مبتلا
🌻❤️🌻
ساقی شده شاعر تمام استاد بیا بر ما امان
او با غزل های چنان آتش زند بر جسم و جان
زصبح تا ساعتی پیش اشک و گریه
رسید ساقی مرا با بوس و شِکوه
🌻😂🌻
ساقی مپیچ ما را به شعر
از کربلا گویی سخن یا دلبر جانانه مهر
🌻😂🌻
استاد سحرخیز آمده تازه نفس شیرین زبان
از کوی دلبر آمده دارد به دل عشق و صفای بیکران
🌻❤️🌻
باید بر آن لب بوسه زد
صدها غزل چیند به دست
🌻❤️🌻
شاعرشدی به به چنین
ما را مزن جانا زمین 😂
🌻❤️🌻
بیدل کجایی؟ دلبری بازی کنم با یک سری
یارت شوم بی دون ِ مزد آیا کنی تو یاوری
🌻❤️🌻
ماندم به بین صد غزل یا در رثایش ناله زار
یک سو همه اشک و بکا سوی دگر لب سوی یار
🌻❤️🌻
هم دل ز من هم دلبری
دلبر تو هم تاج سری
🌻❤️🌻
امشب به دست کربلا زینب گرفتار بلا
یک سو یتیمان حسین سوی دگر آه از جفا
🌻🥀🌻
شب بخیر ساقی روم بهر نماز
بی صلاة گشتم در این عمر دراز
🌻❤️🌻
یا لب بده یا بوسه ای غم شد دلم چون کوزه ای
شک دارم انگاری شما این ماه تماما روزه ای
🌻❤️🌻
دیوانه کردی این دلم ساقی بیا درمان نما
دردم فزون گردید چرا ؟ دارو بیار بهر شفا
🌻❤️🌻
سودای من ای عشق من جانم تویی
کمتر اذیت ها نما در این دلم سامان تویی
🌻❤️🌻
مرا ترکم نکن ساقی به جانت
خودم را نیست سازم با کمانت
🌻❤️🌻
مرا داده سه وعده در سه هفته
ولی اقبال رویش گشته خفته
🌻❤️🌻
من از سوز جدایی ها نویسم شعر ساقی را
ولی ساقی چنان ترکم نمود آن میل باقی را
🌻❤️🌻
ساقی اشعار ما امشب نشد پیدا چرا؟
گویا خودش رفته به جنگ ِ کربلا
🌻❤️🌻
جدایی از لب و بوسه و دلبر
چه زهر سهمگینی کل پیکر
🌻❤️🌻