ایمان بقایی پسر سید جعفر در تاریخ 1402/12/14 در مورد نرخ کمیسیون تبختر و تکبر داشت

🥀🥀🥀🥀🥀

دلم امروز گرفت با حرف ایمان
گمان کرده منم کُشنه و حیران
چنان؛برخورد ِبد با حال ِ تهدید
چنین قولنامه ای بی شک وتردید
کنم من باطلش ؛ کلِّ خسارات
شود پرداخت ،تا گردی مجازات
نه مَمهورمش کنم نه جمله امضاء
کنم معدوم و مخدوشش؛همینجا
خدایم شاهد است برحرف وگفتار
کمی رنجیده ام یکبار و چند بار!
برای مالیات ؛با قیل و قالها
نگردد راست وریس دانی تو حالا
سه جا با ارتباط و زنگ و پیغام
به هفتصد تا به نهصد گشت اتمام
گمان کرده ؛ منم محتاج و نوکر
بله ! قربان او ؛ گردم سراسر
پس ازسی سال واندی کارو تدریس
مرا سنگین بُود،حرفت به تدلیس!
خداوندا تویی شاهد ِ کردار
منم بی غِل و غِش در کار و رفتار