شب چهارم چقدر نیش و کنایه من از قربان شنیدم فی البداهه مرا با اتهام در هر حمایت چنان آزرده کرد بن
شب چهارم چقدر نیش و کنایه
من از قربان شنیدم فی البداهه
مرا با اتهام در هر حمایت
چنان آزرده کرد بنما عنایت
دلم گردیده غمگین و بهاری
بجای چشم ؛ دل ابری ابری
خداوندا چنین باهم و باغم
بنام تو که جنگیدم هر دم
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 23:20 توسط .....
|